رموز آداب معاشرت
|
|
|
|
شاد بودن هنر است شاد کردن هنریست بالاتر
|
|
|
|
|
|
|
|
تصميم دارم ديگر با هماتاقي دانشجويم سر شستن ظرفها دعوا نکنم. وقتي
به سر کار بروم با همکارم خوبتر برخورد خواهم کرد و .... شايد با خود بگوييد چهطور شد که ناگهان چنين تصميماتي گرفتم؟
ساده است با چند دليل خوب براي دوستداشتني شدن آشنا شدهام:حفظ
روابط: يک فرد
دوستداشتني، فردي است که براي مورد علاقه واقع شدن تصميم گرفته است خوب باشد.
دوستداشتني شدن يعني اين امکان را براي اطرافيان پيش
بياوريم که جلب ما شوند و بخواهند ما را بهتر بشناسند. دوستداشتني شدن راهي براي حفظ
روابط دوستانه، حرفهاي و
عاطفي است. افرادي که در يک محيط حتي دوست ندارند به
کسي سلام کنند، کمکم تنها شده و همه از آنان کناره ميگيرند،
پس دوست بدار
تا دوست داشتني شوي.
داشتن مشغوليتهاي فکري کمتر:
وقتي دوست داشتني
نيستيم، کوچکترين ناراحتي در زندگيمان ميتواند به يک
کابوس تبديل شود. دوستداشتني بودن
سبب ميشود فرد به راحتي و با کمک ديگران از موقعيتهاي
مشکلي که او را دربرميگيرند، بگريزد.
مفيد و کارآمد بودن به موقع اطرافيان:
هفته آينده ميخواهيد به مسافرت برويد و نميدانيد در مدتي که نيستيد چه کسي بايد
به حيوان خانگيتان
غذا بدهد! ميخواهيد مقداري کيک بپزيد اما شکرتان تمام
شده است! هميشه همسايهاي هست که بتوان روي او حساب کرد
اما به آن شرط که روابط خوبي با او داشته باشيد. سلام کردن با لبخند، مؤدب بودن، باز
کردن در آسانسور براي او
و... سبب ميشود شما در نزد همسايهتان دوستداشتني
شويد.
مورد توجه ديگران بودن:
افراد دوستنداشتني معمولا
سوژه انتقاد هستند. «ليلا خيلي لجبار است. خيلي خودش را
ميگيرد. اصلا آدم جذابي نيست...» اين حرفها چه راست و چه دروغ پشت سر افراد دوست
نداشتني تکرار
ميشود و نگاه اطرافيان را نسبت به فرد منفي ميکند. برعکس،
دوستداشتني بودن، لبخند زدن به مردم، صميمي و مؤدب بودن
با آنها سبب ميشود
شما مرکز توجه شويد و ديگران در کنار شما احساس راحتي کنند.
دستياري داشتن:
گاهي ما دوست داشتني نيستيم چون
خودمان از چيزي که هستيم يا مکاني که در آن قرار داريم
احساس خوشايندي نداريم. دچار اضطراب و نگراني هستيم... شايد از خودتان بپرسيد وقتي
خودمان گرفتاريم
چگونه ميتوان به ديگران توجه کرد؟ دقيقا موضوع همين جاست. دمغ بودن و لبخند نزدن به ديگران سبب ميشود
شما دور خودتان حصاري ايجاد کنيد. به
اين ترتيب نميتوانيد براي حل مشکلاتتان از کسي کمک بخواهيد.
وقتي دوست داشتني هستيد هم ميتوانيد به مشکلات ديگران
گوش دهيد و هم گوش شنوا و دستي ياريگر براي مشکلات خود داريد.
اديسون فكر ميكرد ساخت لامپ فقط دو هفته كار دارد
اما عملا 2 سال و اندي طول كشيد تا اختراعش را تكميل كند. او در اين مدت،
6 هزار رشته كربني را امتحان كرد تا بالاخره به آنچه ميخواست رسيد. اين
يعني 6 هزار بار شكست كه البته خيليها تحمل آن را ندارند اما اديسون اين
تحمل را داشت. خيلي از ما دور روياهايمان را خط ميكشيم و بيخيالشان
ميشويم چون اين كار، مخاطراتي دارد. خطر كردن هم با شكست عجين است ولي
بيشترما، دوست نداريم شكست بخوريم.ما آدمها فكر ميكنيم واژه "شكست"
متضاد كلمه "موفقيت" است. شكست، قدم اول در كسب هر موفقيتي است و اگر
چنين باوري نداشته باشيم و آن را به كار نبنديم، خيلي زود دلسرد ميشويم و
هرگز به موفقيت نخواهيم رسيد. دانشمندان باور دارند كه يك آزمايش هرگز
حقيقتا با شكست مواجه نميشود بلكه صرفا نوعي تجربه شكل خواهد گرفت.
اما اكثر ما در زندگي روزمره وقتي با شكست رو به رو ميشويم سرخورده شده و
دست از كار ميكشيم. خودمان را سرزنش ميكنيم كه "ديگر از من گذشته، من
براي اين نوع كارها ساخته نشدهام" و به اين ترتيب براي هميشه پرونده آن
كار را ميبنديم. نيروي عظيم شكست را بشناسيد هر شكستي، حتي بدترين شكستها، درون خود نيرويي
ارزشمند دارد. به اين شرط كه بتوانيم آن را بشناسيم و بر اساس آن، ساختار
جديدي بنا كنيم. بايد به اشتباههايمان نگاه كنيم و از آنها درس بگيريم
وگرنه جادوي شكست، قدرت خود را از دست ميدهد و فقط دلسردتر ميشويم.
يادتان باشد كه شكست به اين معني نيست كه ارزش، هوش يا توانايي شما از
قبل كمتر شده است. از شكستتان درس بگيريد شكست فقط وقتي مفيد است كه از آن درس بگيريم.از خود
سوال كنيدكه چه چيزي عامل اصلي بروز اين شكست بوده است؟ با خودتان صادق
باشيد. سعي كنيد خيلي دقيق به مسئله نگاه كنيد. مشكلات خود را بشناسيد و
مسئوليت آنها را به عهده بگيريد.درس گرفتن از شكست، مهم است اما از آن
مهمتر آگاهي و دانشي است كه به دنبال آن نصيبتان ميشود.به خودتان به
شكلي متفاوت، مثلا از چشم يك غريبه، نگاه و سعي كنيد ببينيد چه استعدادها
و تواناييهاي پنهاني در شما وجود دارد. براي دلسرد شدن هميشه زود است خيلي وقتها فكر ميكنيم كاري كه داريم انجام ميدهيم،
درست است اما نميفهميم چرا نتيجه دلخواه را نميگيريم. متوجه نيستيم كه
چرا آنطور كه بايد، پيشرفت نميكنيم. پس دلسرد ميشويم و كار را رها
ميكنيم. اما يادتان باشد راز بزرگ يك شكست موفقيتآميز اين است كه به
قدرت شكست ايمان داشته باشيد حتي وقتي احساس ميكنيد به آخر خط
رسيدهايد. شكست، بخش اجتنابناپذير زندگي و هر موفقيتي است. گاهي كوچك
است، گاهي بزرگ، اما اگر بدانيم كه اين ماييم كه ميتوانيم شكست خود را
به نيرويي مثبت يا منفي تبديل كنيم، ديگر پذيرش آن سخت نيست. با كساني كه قدر شكست را نميدانندهمنشين نشويد جهان پر است از آدمهايي كه قدر شكست را نميدانند.
اينها همانهايي هستند كه به ما ميگويند: "به ريسكش نميارزد، مگر
بيكاري؟ حوصله داري؟ سرت درد ميكند؟" همانها كه اهدافمان را "محال،
ناممكن، عجيب و غريب و نشدني" ميدانند. بهتر است از اين آدمها دوري
كنيد با افراد موفقي كه از موقعيتهاي مشابه سربلند بيرون آمدهاند، صحبت
كنيد. ببينيد آنها چه كار متفاوتي كردهاند. داستان زندگي خود را با آنها
مقايسه كنيد. شكستتان را از كسي پنهان نكنيد. هر چه بيشتر آن را پنهان
كنيد، روحيهتان را بيشتر ميبازيد. در مورد ضعفها و حسرتهايتان با
خودتان و ديگران روراست باشيد. اين كار نه تنها از لحاظ عاطفي به سودتان
است بلكه فرصتهاي جديدي را هم در اختيارتان قرار خواهد داد.اگر بد انيم
كه اين ماهستيم كه ميتوانيم شكست خود را به نيرويي مثبت يا منفي تبديل
كنيم، ديگر پذيرش آن سخت نيست.خلاصه اينكه اگر ميخواهيد در كار خود
موفق باشيد، بايد ياد بگيريد كه شكست را با روي باز بپذيريد و آن را خشت
اول بناي موفقيت قرار بدهيد. آنها كه در زمينههاي مختلف پيشگام بودهاند،
اغلبشان آدمهايي خطرپذير، خوشبين و البته سرسخت هستند؛ آدمهايي كه
ميدانند چه طور بعد از شكست، تجديد قوا كنند.شكست ميتواند شما را
باهوشتر و باتجربهتر كند. شكست به شما ترحم، مهرباني و فروتني ميآموزد.
به شما حسي جديد و متفاوت ميدهد تا با دنياي پيرامون خود بيشتر ارتباط
برقرار كنيد. فقط به اين شرط كه شما به او اين اجازه را بدهيد. اين همان
سوي مثبت شكست است كه ميتواند از شما يك آدم موفق بسازد.
«شکست
عاطفی» یکی از دردآورترین اتفاقاتی است که ممکن است برای هر کسی رخ دهد
اما مسلما آخر دنیا نیست. یک دفعه از اینرو به آنرو میشود.
اگر تا
دیروز لب به سیگار نمیزد، حالا پاکت پشت پاکت دود میکند؛ اگر تا دیروز
شاد بودن و سرزندگیاش توی تمام دانشکده سر زبانها بود، امروز دیگر یا
آنقدر خودش را توی اتاق حبس کرده است که دیگر کسی توی محوطه زندگی
نمیبیندش یا این که اسطوره غمگینی و آشفتگی میشود.
بعضی وقتها هم یک دفعه آدم منطقیای میشود؛ کسی که همه چیزش نهایت
دیوانگی است؛ خندیدنش، حرف زدنش، پوشیدناش و حتی رابطه برقرار کردنش.
برای این آدم فرضی فقط یک اتفاق افتاده است؛ او «نه» شنیده است.آن هایی که
به ادبیات عاشقانه ایران علاقه دارند، احتمالا میگویند خیلی نامردی است
که شکست عشقی را بیاوریم و با خطکش علم روانشناسی اندازهاش را بگیریم و
برایش نسخه بپیچیم.
آن ها عاشق قصه زندگی شهریارند. آن ها عاشق «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا»هایی هستند که شهریار بعد از شکست عشقیاش گفت.
آن ها دیوانه « لیلا دوباره قسمت این سلام شد»های حسین منزویاند.
آن ها میدانند شکستهای عشقی میتواند « واسوخت»های محشری بهوجود بیاورد که وحشی بافقی ورد زبانش بود.
آن ها مشتری پر و پا قرص «عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او / داد رسـوایی من شهرت زیبایی او» هستند.
آن ها دلشان نمیآید لذت گوش دادن به «خیال نکن نباشی» عصار را با توصیههای روانشناسها عوض کنند.
به آن ها حق میدهم. این هم یکی از راههای کنار آمدن با شکست عشقی است؛
پناه بردن به شعر. اما کاش این پناه بردن به شعر، فقط به شکل شعر خواندن و
آه کشیدن نباشد. کاش شعرگفتن با شکوه را بهعنوان راهحل ادبی شکست عشقی
انتخاب کنید.
|
يكي از نيازهاي اجتناب ناپذير براي دستيابي به موفقيت، آن است كه ما خودمان بايد متحول شويم. ما بايد زندگي خود را در عصري متفاوت با دوران تولد خود بسازيم. اين، به نحوي كاملا طبيعي، ما را به رفتاري نوين فرا مي خواند. نوانديشيدن و اندكي جسارت بيشتر. امروزه تغيير مهمترين عامل مؤثر در مديريت كسب و كار موفق محسوب ميشود. سازمانها (و افراد شاغل در آنها) بايد نگرش مثبتي نسبت به مسئله تغيير داشته باشند تا از اين طريق توان رقابتي خود در بازارهاي تهاجمي امروزي را حفظ كنند. عدم توجه به يك روند در حال تغيير ممكن است بسيار پرهزينه باشد. تغيير، كليه جنبههاي زندگي را تحت تاثير قرار ميدهد. اتخاذ يك رويكرد آيندهنگر، تنها راهي است كه به كمك آن ميتوانيد آينده را، چه به عنوان يك فرد و چه به عنوان يك سازمان،در دست بگيريد. بنابراين، پذيراي تغيير باشيد و ياد بگيريد كه عناصر مثبت آن را توسعه دهيد. كار، بخش مهمي از زندگي ماست و اين، تنها به خاطر پول نيست. كار به زندگي معنا و هدف ميدهد. در درك ما از ارزش، در خودشناسي ما و حتي در سلامت روح و جسم مان موثر است. كار كمك مي كند تا تمركز پيدا كرده و موقعيتمان را ثابت نگهداريم و اين امر در خلال تحولات آشفته و نامنظم كنوني، بسيار با ارزش است. اما در اينجا تناقضي وجود دارد؛ تنها راهي كه كار ما مي تواند تاثير مثبت و پايداري در زندگي روزمره مان داشته باشد، آن است كه نگرش خود به شغل را، در تغيير دائم نگاه داريم. همچنانكه جهان متحول مي شود، ما نيز بايد دگرگون شويم. اگر روش ها و انديشه هاي خود را روزآمد نكنيم، كار به آرامي، ما را از بين خواهد برد. درست به خاطر بسپاريد، توانايي بزرگي براي تحول در شما به وديعه گذاشته شده است. شما قدرتمندترين فرد در زندگي خود و راه حل آيندهتان هستيد. اسرار دستيابي به موفقيت در قرن جديد، در متن آن نهفته است. در انديشه ها و تصورات شما، در انرژي شما، در استعدادهاي شما براي كشف، نوآوري و پيشگامي شما. اين منابع قدرتمند، توام با توانايي ذاتي شما در مديريت، خود، موقعيتي را فراهم مي كند تا از فرصت هاي طلايي و جالبي كه هزاره سوم براي شما به ارمغان آورده است، بهره جوييد. شتاب روند تحولات، افزايش خواهد يافت. جهان ما حتي پيچيده تر از آنچه كه هست، خواهد شد. اما ما بزرگ تر از چالش هايي هستيم كه با آن روبرو مي شويم.در وراي همه اينها، ما بايد در آينده بياميزيم. متفاوت بينديشيد، متفاوت ببينيد برخي از الگوهاي كاري بسيار پيشرفته مان، در حال حاضر، عملا" با كارآيي ما تداخل دارند. هر چه بيشتر براي بكار بستن بسياري از عقايد و روش هاي قديمي مان تقلا كنيم، موفقيت دشوارتر به دست مي آيد. تا زماني كه روش ذهني مان را تغيير ندهيم، سازمانهاي ما شكست خواهند خورد و ما نيز از سركار با حالتي مايوس، خسته و شكست خورده به خانه خواهيم رفت. يا ما تغيير ذهني لازم براي ورود به بازي جديد را ايجاد مي كنيم يا كارهايمان شديدا" پيچيده و گيج كننده به نظر خواهند آمد. در اينجا، نكته بسيار جالبي وجود دارد. كار، در ذات خود، دشوارتر نمي شود. در عمل آسان تر هم شده است. اما از آنجا كه تغيير زيادي نسبت به آنچه كه در گذشته ها بوده، كرده است، ما آن را پيچيده تر ارزيابي مي كنيم. از آنجا كه ما به صورت تاريخي تمايل به نزديك شدن به آن داريم، در حال تجربه دشواري هاي جديدي هستيم. وضعيت موجود، اقتضاي روابط جديدي را دارد؛ بين شما و كارتان، شما و كارفرماي تان، شما و خودتان. به ياد داشته باشيد، ايده هاي نو، كم بنيه و شكننده هستند، با پوزخندي مي توان آن را از بين برد، مي توان با اخمي بر ابرو يا با طعنه اي آن را در هم شكست. در هر دقيقه، هزاران ايده بزرگ در اثر مسموم بودن محيط، جوانمرگ مي شوند! بر خلاف محيط مسموم، محيط مساعد براي ايده، مثل گلخانه است، تخم گل را مي كارد، دانه سبز مي شود، شكوفا مي شود و به گل مي نشيند. اين امر نشان مي دهد كه بايد در كارها جسور وبي باك بود تا به نتيجه رسيد اما اين بي باكي هم بايد در گذر زمان تحول پيدا كند و اينجاست كه سخن رومن رولان تحقق مي يابد كه: <براي موفق شدن، مرزي است در بي باكي كه بايد به آن رسيد، اما از آن عبور نكرد.> بايد "تغيير" را پذيرفت و آن را كليد واژه رفتارهاي نوين شغلي در هزاره سوم به حساب آورد. بايد به رغم مقاومت هاي موجود در اين زمينه، "تغيير" و پيامدهاي مثبت آن را به ديگران باوراند تا تجربه جديد "كار" مند بودن را احساس كرد. |
|
براي كاميابي در كار بايد با مشكلات و فراز و نشيب هاي زندگي مبارزه نمود ؛ پس هيچگاه بر اثر بروز سختي ها و شكست ها نااميد نشويد: روند زندگي و كار به بازي فوتبال مي ماند كه تا آخرين دقيقه ممكن است سرنوشتش تغيير كند. اگر شما به خودتان ايمان داشته باشيد هيچ چيز نمي تواند سد راهتان شود. حتي جملات دلسرد كننده نزديكترين كسانتان نيز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد.در اين جا 20 قانون طلايي كه شما را در طي مسير ياري مي رساند، بيان شده است. 1 حتي رئيس هم بايد آستين هايش را براي كار كمي بالا بزند. زيردستان خود را وادار به انجام كاري نكنيد كه خودتان تاكنون انجامش نداده ايد يا رغبتي به انجام دادنش نداريد. اگر رئيس يا سردسته گروهي هستيد بايد خودتان سرمشق و الگوي ديگران قرار بگيريد ، آنگاه ديگر كسي در انجام كار با شما بحث نخواهد كرد. 2- اندكي شانس و اقبال، بهتر از كوهي از دانش و خردمندي است. شما هر قدر هم كه زيرك و باهوش باشيد لحظاتي در زندگي وجود دارند كه بايد خودتان را آماده رويارويي با آنها كنيد. حتي يك مرد خردمند و دانا نيز پاهايش روي يخ ليز مي خورد. هيچگاه اهميت زمان و مكان مناسب انجام كارهايتان را دست كم نگيريد. 3- در ازاي هر سخني كه مي گوييد، اجازه دهيد (رقيبتان) 10 سخن بگويد.هر قدر كه شما با سخنان خود اطلاعاتي را براي رقيب يا دشمنتان آشكار و افشا كنيد، وي قدرت بيشتري براي ضربه وارد كردن و صدمه زدن به شما در اختيار خواهد داشت. بگذاريد رقيبتان سخن بگويد چون داشتن "اطلاعات" قدرت است و آن كسي اطلاعات دارد مي تواند ويرانگر باشد. 4- پول نقد، پول نقد است حتي اگر از شكم فيل بيرون بيايد.زماني كه شما اسكناس در دست داريد هيچ "اما" و"اگر"ي وجود نخواهد داشت : تنها پول نقد است كه وجود دارد. چك هميشه در معرض برگشت خوردن است و كارت اعتباري هم مختص آدم هاي زودباور؛ اما پول نقد همواره پول نقد است. 5- هيچگاه 100% هيچ چيز را براي هيچكس برملا نكنيد.اگر خيال داريد ميليونر شويد بهتر است هيچگاه تمام جزئيات برنامه و نقشه خود را به كسي نگوييد. همواره چيزي را نزد خودتان نگاه داريد. اگر مجبور به افشاي آن شديد تنها 75 تا 90 درصد آن را برملا سازيد. همان 10%از شما حفاظت خواهد كرد و همچنين ضمانت مي كند كه آن ايده متعلق به شماست 6 هنگام خشم و عصبانيت، تصميم نگيريد.آدم هاي باهوش و محتاط نيك مي دانند كه براي درست انديشيدن به آرامش ذهن نياز دارند. هنگامي كه عصباني هستيد، از روي خشم و غضب و نه از روي منطق صحبت خواهيد كرد. احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيد . اين يكي از مهمترين قوانين است. زماني كه عصباني هستيد تهديدهايي مي كنيد كه قادر به عملي كردن آنها نيستيد يا تصميماتي اتخاذ مي كنيد كه در آينده پشيماني به بار خواهند آورد. 7- مرد است و قولش.هيچگاه نبايد زير قولتان بزنيد. همواره سر قول و حرفتان بمانيد ( البته بهتر است كه هيچگاه قولي به كسي ندهيد ولي معلوم است كه بعضي ها نمي توانند جلوي خودشان را بگيرند.) درست زماني كه طرف مقابل ديگر به شما اعتماد نداشته باشد همان لحظه است كه او را از دست داده ايد. 8- دهانتان را بسته نگاه داريد و اگر مجبور به گفتن دروغ هستيد، ساده و مختصر بگوييد! 9- بهترين روش براي جاخالي دادن از تيرهاي رقبا آن است كه هيچگاه در تيررس آنان قرار نگيريد 10- حواستان را جمع كنيد: گاهي اوقات رقباي شما وقتي مي بينند كه توان مقابله منصفانه با شما را ندارند ، قوانين بازي را به نفع خود تغيير مي دهند يا كلاً آنها را نقض مي كنند. 11- هرگز خيانت و خائن را به آساني نبخشيد.برخي عادت دارند از گناه و تقصير گناهكار به راحتي بگذرند و او را مورد بخشش قرار دهند كه اين عمل باعث ترغيب فرد خاطي به تكرار عمل خويش خواهد شد. 12- هرگاه مردد بوديد كه آيا بهتر است دشمنتان از شما هراس داشته باشد يا آنكه مورد احترامش باشيد هميشه گزينه ترس را برگزينيد. 13- كنار هر مرد موفقي يك زن موفق وجود دارد.هر مردي براي كسب موفقيت به پايداري و استقامت يك زن بزرگوار نياز دارد. يك مرد بدون خانواده، يك مرد كامل نخواهد بود. در مقابل، يك همسر بد و نامناسب شما را از شكوفايي استعدادها و قابليتهايتان باز ميدارد. 14- هيچ چيز پايدار و هميشگي نيست.به خاطر بسپاريد : از عشق گرفته تا ثروت، موفقيت در تجارت ، زيبارويي و حتي موهاي پرپشت سرتان ، هيچ يــــك پــــايـــدار نـخـــواهـنـــد مـــانـــد. 15- هـــرگـــاه بـــه نـبـــرد كـســـي مي رويد، هميشه ضربه اول را شما بزنيد و چنان محكم و با قدرت هم بــــــزنـــيــــــد كـــــه بـــــه ضـــــربـــــه ديــگـــــري احتياج نباشد .16- هرگاه خواستيد اقدام به انجام كاري كنيد، همواره مدت زمان محقق گشتن آن را بيشتر و پاداش و ثمره آن را كمتر برآورد كنيد. 17- دوستانتان را نزديك خود نگاه داريد، دشمنانتان را نزديكتر. مردم هميشه در درك اين گفته دچـار سـوء تفـاهـم مـيشـونـد، يعني مي پندارند بايد رفاقت صميمانهاي با دشمنانشان داشته باشند. اما واقعيت آن است كه شما بايد منتهاي تلاش خود را بكنيد تا اعمال و حركات دشمنانتان را تحت نظر خويش داشته باشيد. مثلا ترتيبي بدهيد كه از اقدامات وي آگاهي داشته باشيد، افكارش را پيش بيني كنيد و از نقاط ضعفش كمال استفاده را ببريد. 18- براي "پول درآوردن" بايد پول خرج كرد.اگر پولي را خرج ميكنيد و بعد هزينه آن پول، سود بيشتري را عايدتان خواهد كرد، پس نگران پول خرج كردن نباشيد. اگر ايدهاي براي تجارت و كـسـب و كـار داريـد، از بـانـك وام بـگـيـريـد.به كارمندان خود حقوق و دستمزد شايان توجه بدهيد، براي مشاوره با متخصصين و جويا شدن از رهنمودهايشان پول پرداخت كنيد. به اين ترتيب اگر شما كاسب يا تاجر باهوشي باشيد هميشه دراوج خواهيد بود. 19- "متمركز بودن" و "پشتكار" دو عنصر حياتي موفقيت هستند. اگر شما به خودتان ايمان داشته باشيد هيچ چيز نمي تواند سد راهتان شود. حتي جملات دلسرد كننده نزديكترين كسانتان نيز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد. 20- هيچكس شكست ناپذير نيست. ثروت نمي تواند ضامن شكست ناپذيري و وفاداري باشد. كافي است كمي مغرور واز خــود راضـي شـويد آنگاه خواهيد ديد كه نزديكترين دوستانتان نيز از شما روي برمي گردانند. |
|
|
|
|
|
در جامعه امروزمان خانمها هم مانند آقايان ميتوانند در هر حوزه شغلي وارد شوند و در كار خود به موفقيت برسند. اما ورود زنان به محيط كار مستلزم آن است كه زنان قواعد خاص هر محيط كاري را بشناسند تا بتوانند در برقراري رابطه با همكاران خود و در پيشرفت و ترقي خود موفق باشند. شما براي سلامت ماندن در محيط كارتان چه قدر با اين قواعد آشنا هستيد؟ آيا ميدانيد خيلي از خانمها در اثر همين ناآگاهي آسيب ديدهاند؟ البته بعضي آقايان هم همينطور دچار آسيب شدهاند ولي از آنجا كه خانمها ديرتر پا به عرصه محيطهاي كاري گذاشتهاند آمار بالاتري را به خود اختصاص دادهاند. وقتي شما وارد جامعه ميشويد، از آنجا كه نميتوانيد تكتك آدمها را بشناسيد و اصولا شناسايي كامل آنها براي برقراري رابطه امكانپذير نيست، بايد براساس زندگي اجتماعي، كدهاي قراردادي موجود را بشناسيد و با آن كدها كه معنا و مفهوم خاصي دارند، با ديگران رابطه برقرار كنيد. جالب اينجاست كه كدهاي ارتباطي و معنا و مفهوم اين كدها براي خانمها و آقايان يكسان نيست. شايد انجام رفتار خاصي كه براي آقايان بيمفهوم باشد از نظر خانم ها معنادار باشد و برعكس، در اين بين، رفتارهاي برگرفته از احساسات زنانه و مادرانه بسيار بايد مورد توجه قرار گيرد. وقتي شما در بيرون از محل كار به يكي از همكاران و آنچه مورد علاقه اوست فكر ميكنيد؛ يعني ديگر به چشم همكار به او نگاه نميكنيد. ناآگاهي از برخي رفتارهاست كه بدون مقصود قبلي يا بدونهدف خاصي ما را وارد چالشهاي معيوب ميكند كه به روابط خانوادگي و كاريمان آسيب ميزند. لذا خوب است تازهكارها از تجربيات افراد مجرب استفاده كنند و آموزش ببينند. ما براي داشتن يك جامعه رو به رشد كه روابط سالم وبر پايه منطق در همه قسمتهاي آن شكل بگيرد به چنين مهارتهايي هم نياز داريم. اين روابط سالم تنها وقتي ميسر ميشود كه اين قبيل آموزشها صورت بگيرد. "اما شما خانم شاغل! وقتي همسرتان دوست ندارد كه شما با همكارانتان صميميتر شويد ،بر پايه احترام متقابل، خواستهاش را اجرا كنيد. دوم اينكه قطعا رفتار همكارتان به مرور و بهخاطر رفتار شما به اين مراحل مي رسد. اگر رفتارش دور از خط قرمز و مرز مشخص شما بود به او گوشزد كنيد. پس در اين مواقع فقط او مقصر نيست.ما بايد آموزش اين كدهاي رفتاري را از دبيرستان براي نوجوانان بگوييم چون خيليها بعد از ديپلم وارد محيط كار ميشوند و چه خوب است كه در چنين مواقعي با طرف مقابل خود صحبت كرده و از ايجاد رفتار هاي شبهه انگيز، او را مطلع نموده و دليل رفتارش را بدانيد. مرز صميميت در محيط كار تا كجا بايد باشد؟ مهم اين است كه نبايد افراد در محيط كار صميميت را با وارد شدن به حريم شخصي اشتباه بگيرند. اين دو متفاوتند. مرز صحبت كردنها و شيوه رفتار ما با هم بايد طوري باشد كه حريمهاي شخصي حفظ و خط قرمزهاي خصوصي و خانوادگي رعايت شود. خيليها به بهانه صميميت از اين خط قرمزها ميگذرند و همينجا آغاز ورود به آن چرخه معيوب است كه با پوشش صميميت به سلامت محيط كاري شما آسيب ميزند. پس رعايت فاصلهها و مرز صحبت كردن مهم است. مثلا هر روز رساندن همكار به منزلش يك كد معنادار است كه بايد از آن بپرهيزيد. مانعي ندارد من يا شما در مسير خود ، خانم يا آقاي فلاني را تا جايي برسانيم و خيلي هم خوب است اما اينكه هر روز من مسير مشرق را به خاطر او به مغرب تغيير دهم تا او را به در منزلش برسانم معنادار است. گاهي شما قادر نيستيد همسر يا فرزندتان را هر روز به مقصد برسانيد، پس چهطور همكارتان را همراهي ميكنيد! يا يكسري تعارفاتي كه مربوط به ظاهر افراد ميشود و معمولا در بين گروه همجنس ها متداول است، اگر در بين غير همجنسها نيز مطرح شود معنادار تلقي ميشود. خلاصه اين كه اگر قصد داريد ساليان سال در يك محيط كاري باقي بمانيد و به سلامت و صميميت در كنار همكارانتان ساعات خوبي را بگذرانيد بايد حتما به رفتارهاي خودتان توجه كنيد و اگر در رفتار همكارتان مواردي خارج از محدوده تعريفشده و مورد انتظار خودتان ميبينيد خيلي صريح و البته به طور شايسته و منطقي به او بفهمانيد كه او حق ندارد مرزشكني كند. |
|
|
|
|